تبليغاتX
خدای خوب خودم
 
اهميت حقوق والدين از نظر قرآن كريم

بررسي آيات ياد شده نشان مي‌دهد كه از منظر قرآن كريم اين موضوع جايگاه ويژه‌اي در بين مفاهيم اخلاقي ديگر دارد. لحن خطابي و نيز آمرانه‌ي به كار رفته در اين آيات و نيز عبارات تأكيدآميز آنها مؤيد اين مدعاست.

مثال 1: «و اذ اخذنا ميثاق بني‌اسرائيل لاتعبدون الّا الله و بالوالدين احسانا ...» (بقره/ 83).

و (به ياد آوريد) زماني را كه از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز الله را عبادت نكنيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.

پيمان گرفتن بر رعايت احوال والدين، كه امر بر اين كار را در تقدير دارد، عبارت تأكيدآميزي است كه بر اهميت اين امر اشاره مي‌كند (مجمع البيان، ج1،ص149).

مثال 2: «و قضي ربك ٲلّاتعبدوا الّا ايّاه و بالوالدين احسانا ...»(اسراء/ 23).

و پروردگارت حكم كرد كه جز او را عبادت نكنيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.

عبارت «و قضي ربك» دراين آيه به الزامي بودن احسان به والدين دلالت دارد. چنان‌كه فعل نهي «الاتعبدوا» نيز مؤيد اين مطلب است (همان، ج3، ص 409).

مثال 3: «و اخفض لهما جناح الذﱡلّ من الرﺣﻤﺔ ...» (اسراء/ 24).

و بالهاي تواضع خويش را از روي رحمت و مهرباني در برابر پدر و مادر

فرود آر.

تعبير استعاري «فرود آوردن بال رحمت» در اين آيه بر حد اعلاي تواضع (قولي و فعلي) در برابر والدين دلالت مي‌كند (همان‌جا) چنان‌كه آغاز شدن آيه با فعل امر«اخفض» (پايين بياور) نيز تأكيد بر اين امر است.

از اين گذشته امر به نيكوكاري به والدين بلافاصله پس از امر به پاييندي به مفاهيم اساسي اعتقادي‌اي چون عبادت خداوند و شرك نورزيدن به ذات او (ر.ك آيات مثالهاي 1 و 2) خود از اهميت والاي اين موضوع در آموزه‌هاي قرآني خبر مي‌دهد.

عبارت «ان‌اشكر لي و لوالديك اليََّ المصير؛ سپاسگزار من و پدر و مادرت باش [و بدان كه] بازگشت [همه] به سوي من است» (لقمان/ 14) نيز بر وجوب سپاسگزاري از والدين همچون وجوب شكرگزاري از خداوند اشاره دارد و آن را از مصاديق شكر (و عبادت) خداوند و بلكه همرديف آن دانسته است، چنان‌كه «اليّ المصير» در انتهاي آيه نيز با ياداوري اينكه سرانجام همگي در محضر خداوندحاضر خواهند شد و او به حساب همگي رسيدگي خواهد كرد انسان را بر اين شكرگزاري ترغيب مي‌كند و از ترك آن بر حذر مي‌دارد (الميزان، ج 16، ص 227).

چنين مطالبي با مراجعه به آيات 36 سوره‌ي نساء، 151 سوره‌ي انعام، 8 سوره‌ي عنكبوت و 15 سوره‌هاي لقمان و احفاف نيز قابل اثبات است.چرايي رعايت حقوق والدين

قرآن مجيد علاوه بر توصيه به رعايت حقوق والدين، دليل اين توصيه‌ها را نيز متذكر شده است كه همانا زحماتي است كه والدين (به‌ويژه مادران) در امر تربيت و نگهداري فرزندان متحمل مي‌شوند (ر.ك همان‌جا و نيز ج 18، ص 217).

شايان ذكر است كه در دو آيه از سه آيه‌اي كه شامل علت احترام به والدين هستند به زحماتي كه مادر در دوره‌ي بارداري و پس از آن متحمل مي‌شود اشاره شده است و اين البته شايد اشاره‌ي لطيفي باشد به نقش برتر و زحمت بيشتر مادر نسبت به نقش و زحمت پدر در امر تولد و تربيت فرزندان؛ اين نكته در آيات 14سوره‌ي لقمان و 15سوره‌ي احقاف قابل مشاهده است:

مثال 1: «و وصينا الانسان بوالديه حملته امه وهنا علي وهن و فصاله في عامين ...» (لقمان/ 14).

به انسان در حق والدينش سفارش كرديم [زيرا كه] مادرش او را با ضعف روزافزون [در دوران بارداري] حمل كرد و تا دو سال [پس از تولد] به او شير داد ....

مثال 2: «و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتي اذا بلغ اشده ...» (احقاف/ 15).

به انسان در حق والدينش سفارش كرديم [زيرا كه] مادرش [در دوران بارداري] به‌دشواري و ناراحتي او را حمل كرد و به دشواري و ناراحتي او را به دنيا آورد [و اين درحالي بود كه] دوران جنيني و شيرخوارگي انسان سي ماه طول كشيد تا آن‌گاه كه به كمال رشدش برسد ....

به‌علاوه از دعايي كه در آيه‌ي 24 سوره‌ي مباركه‌ي اسراء آمده و خداوند انسان را به انجام آن در حق پدر و مادر سفارش كرده است نيز همين معنا بر مي‌آيد:

«و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا»

بگو بار پروردگارا! به آن دو[پدر و مادر] رحمت آر، چنان‌كه در خردسالي مرا [از روي رحمت و مهرباني] پروراندند.

دراين آيه دليل سفارش انسان به دعاي خير در حق والدينش نهفته است و آن مهرباني آنها به فرزند در دوران خردسالي اوست (همان، ج13، ص84).

|+| نوشته شده توسط س.م در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 دلتنگی
امروز خیلی برام سخت گذشت .وقتی بی تفاوتی و خودخواهی یک نفر در مقابل مهربونی و گذشت بی حد و مرز  اطرافیانش رو شاهد باشی اون وقت می فهمی که چی می گم .

خدایا من نمی دونم که چرا ولی مطمئنم که مقصر هستم خدایا فقط خودت می دونی که چقدر در عذاب هستم خدایا ای مهربونم من مثل همیشه محتاج کمک و مهربونی بی دریغت هستم خدای خوبم نمی دونم اگر تو رو نداشتم و یا بهتر بگم نداشتیم چی بر سرمون می اومد .

خدایا به  همون اندازه که من گناهکار هستم تو  مهربونی .خدایا به خاطر اون دو تا فرشته خودت یه چاره ای پیش پای ما قرار بده خودت دستمون رو بگیر اون هم نه به خاطر بی عرضه هایی مثل ما فقط به خاطر دو تا فرشته ی مهربونم که اگه نباشن نمی خوام نفس من هم باشه .

خدایا به حق حرمت این ایام عزیز خودت کمک کن .

 

|+| نوشته شده توسط س.م در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 خدای خوبم
خدای خوبم  به خاطر همه ی مهربونی هات ممنون من رو به خاطر همه ی بد بودن هام ببخش .

خدای مهربون

خودت کمک کن که پدر و مادرم همیشه شاد و خوشحال باشن خدایا خودت کمک کن مشکلات حل بشه .

خدایا به اندازه ی تمام نفس هام دوست دارم

|+| نوشته شده توسط س.م در یکشنبه سوم آذر 1387  |
 هیچکی از رفتن من غصه نخورد

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود

|+| نوشته شده توسط س.م در یکشنبه سوم آذر 1387  |
 ...
سلام بچه ها  حلول ماه مبارک رو بهتون تبریک می گم . از اینکه یه مدته آپ نشدم ببخشید التماس دعا بدرود .
|+| نوشته شده توسط س.م در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  |
 باز هم سه تا نقطه
تابوت افکار مرده

هیاهوی خاطرات گذشته

 جیرینگ جیرینگ کریستالی آرزوهای سردرگم

و تابلویی از آنچه که با من غریبه است .

این بود تمام آنچه که در مغز پوشالیم بی رحمانه با آهی کهن از جنس شعله های آتشین

تک تک سلولهای ناگزیر از بودن را در آغوش می کشد.

|+| نوشته شده توسط س.م در جمعه یازدهم مرداد 1387  |
 آهی و ...
مدتیه که آپ نشدم البته مرتب به بلاگم سر می زنم ولی نمی دونم چرا تازگی ها با وجود اینکه حرف های زیادی برای گفتن دارم . ولی مهر سکوت دست و پام رو بسته .

دیگه انگار دلم نمی خواد با کسی حرف بزنه دیگه شاید سکوت رو به همه ی حرف های تکراری من ترجیح میده .

خدای خوبم می خوام فقط این رو بدونی که همیشه همه جا  تنها امید من هستی  .

مهربانم به جان دوست دارمت و عاشقانه می خواهمت .

 

 

|+| نوشته شده توسط س.م در یکشنبه شانزدهم تیر 1387  |
 سلام حال من بهتر از حال تو نیست
 

دلم که می گیرد با تو حرف می زنم و این تنها چیزی است که دیگران نمی توانند مانعی برای آن باشند. درست مثل فکرم و دغدغه هایم  که کسی نمی تواند از من بگیرد .

 

|+| نوشته شده توسط س.م در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 

دل من باز گریست

قلب من باز ترک خورد و شکست

بازهم سفر بود و من

چشم مات من باز

لاشه رنجور زمان را

آرام آرام

با آواز

عروسک زرد خیالم

بدرقه کرد

 

|+| نوشته شده توسط س.م در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386  |
 
خدایا :

ای مهربانم دیر بازیست  می پندارم در دنیای بزرگ انسان های  کوچک و رها شده در کهکشان عظمت هستی  تو جایی برای ماندن  ندارم و نمی توانند علی رغم دوست داشتنشان  مرا با افکارم پذیرا باشند .

مهربانم در دهکده ی تنهایی خود سالهاست که به امید وصال تو سر کرده ام .

حال که روحم در کالبد ناچیز جانم به ستوه آمده است عاجزانه سر آمدن انتظار را می طلبم .

آمین

|+| نوشته شده توسط س.م در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386  |
 
 
بالا